::

پایگاه جامع دریایی

دسته بندی :مقالات تاریخ انتشار :۱۳۹۸/۱/۱۷
تاریخچه فانوس دریایی در ایران

نخستین راهنمای دریانوردی، که مخترع و پایه‌گذار آن نیز ایرانیان بوده‌اند، بنا به روایت تاریخ‌نویسان قدیمی، 500 سال پیش از میلاد مسیح به دستور سکولاکس اول، سردار داریوش ساخته شده است. که نامی ایرانی داشته است؛ ولی پس از اسلام، به علت تلفیق فرهنگ ایرانی و عربی، نامی عربی به آن داده شد. با این حال، نویسندگان مختلف ایرانی، در نوشته‌های خود با واژه‌های متفاوتی از آن نام برده‌اند. مسعودی آن را «کفلاء»، ناصرخسرو و مقدسی، «خَشاب» ابن حوقل «خَشَبات»، و ادریسی «خَشابات» نامیده‌اند.

دهخدا، در لغت نامه خود خَشَب را چوب درشت، چوب و الوار معنی کرده است. همچنین، در این کتاب خَشابات کلمه‌ای عربی و جمع خَشَبه به معنای مناره بحری ذکر شده است.

عده‌ای معتقدند کلمه خَشاب، معرب خوش آب، و خَشپات (فارسی باستان) به معنی چراغ و فانوس دریایی است.

عده‌ای از خلیج فارس نویسان به استناد نوشته مسعودی معتقدند که نام اولیه فانوسهای دریایی ایرانیان، «کفلاء» است.

محققان زمان حاضر، تعبیر دیگری از خَشاب (خش آب) دارند و برای آن ریشه فارسی قایل هستند؛ زیرا بومیان جنوب ایران به خوش و خوب، «خَش» می‌گویند؛ از این رو استناد کرده‌اند که خَشَبات، خَشاب و خوشاب از ریشه کلمه «خَشَب» به معنی چوب نیست؛ بلکه از ریشه خَش آب و خوش آب گرفته شده است و به معنی محل و جایی است که آب دریا برای کشتی خطری در بر ندارد. برخی از آن‌ها بر این باورند که واژه خَشَبات، خَشاب و خوشاب از واژه باستانی خَشپات به معنی نگهبان شب، شب پا و به توسیع نگهبان و پاسدار دریاست.

برخی از زبان شناسان نیز بر این باورند که کلمه خَشَب در نزد اعراب اسم عام کشتی است و حتی ممکن است کلمه خَشَب، به معنای چوب درشت، نیز برگرفته از فانوسهای دریایی ایرانیان باشد؛ زیرا بعضی کشتیهای دریایی ایران با چراغهای دریایی روشن حرکت می‌کرده‌اند و به‌ عبارت دیگر، در زمان باستان2 نوع فانوس دریایی ثابت و متحرک وجود داشته است.

اسماعیل‌‍رایین، مورخ ایرانی، چراغهای دریایی را از قدیمی‌ترین اختراعات ایرانیان در زمینه دریانوردی دانسته است. اما امروزه، هیچ مدرکی مبنی بر نام این سازه‌ها در دوران باستان وجود ندارد؛ ولی طبق  نوشته‌های مورخان اسلامی، که از 000‚1 سال قبل به جامانده، از دوران باستان، ایرانیان در خلیج فارس برج‌ها و مناره‌هایی داشته‌اند که هنگام تاریک شدن هوا بر آن‌ها آتش می‌افروختند تا راهنمای برای کشتی‌ها باشد. ساحل‌نشینان آن زمان، فانوسها را برای راهنمایی کشتیها، یا شاید برای دیده‌بانی مرزبانان و جلوگیری از دزدی دریایی، در هر 2 ساحل خلیج فارس از محل تلاقی اروندرود به خلیج فارس تا تنگه هرمز روشن نگاه می‌داشتند.

هادی حسن نیز درباره فانوس‌های دریایی در ایران نوشته است: «در خلیج فارس ستونهای تزیین شده‌ای احداث کرده، شبها روی آن مشعل می‌افروزند تا کسانی که بر عرشه کشتی سفر می‌نمایند، راه خود را گم نکنند» (هادی حسن، ص 170). این برجهای ابتدایی دریایی، تا قرن 10 م باقی بوده‌اند. مسعودی نیز در سال‌های 947-956 م درباره آن‌ها نوشته است: پایین‌تر از اُبُلَّه و عِبادان (آبادان) خَشَبات برجسته‌ای در دریا گذاشته‌اند. کسانی مأمور هستند که شبها روی 3 ستون، که مانند ستونهایی در وسط دریا هستند، آتش روشن کنند و کشتیهایی را که از عمان، سیراف و جاهای دیگر می‌آیند هدایت کنند.

ابو اسحق ابراهیم اصطخری، مورخ و جغرافیدان ایرانی سده4 هجری قمری درباره چراغهای دریایی نزدیکی آبادان چنین نوشته است: «... و از همه سخت‌تر آن است که نزدیک جنابه و بصره است و آن جایگاه را هورجنابه خوانند. جایی مخوف باشد. کشتی از آنجا کم به سلامت بگذرد، چون دریا بشورد و جایگاهی هست کی آن را «خَشَبات» گویند. از عِبادان تا آنجا 6 میل باشد. آب دجله آنجا به دریا ریزد و آب تنک شود و کشتی را مخاطره باشد و در این جایگه چوبها فرو برده‌اند و بر آن بنایی ساخته و دیده گاهی ساخته‌اند کی ناطور آنجا نشیند و به شب آتش کند تا از دریا راه به وی باز یابند و بدانند کی مدخل دجله کجاست و جایگاهی مخوف است. چون کشتی آنجا رسد، ترسند کی بشکند از تنکی آب» (ابو اسحق ابراهیم اصطخری، ص 34.)

ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی که در سال 443 ه ق از بصره به بندر مهروبان می‌رفته است، شرح منار مذکور را، که در 2 فرسخی عِبادان (آبادان) بوده، در سفرنامه خود با تفصیل بیشتری نقل کرده است: «... و چون آفتاب برآمد، چیزی چون گنجشک در میان دریا بادید آمد، چندان که نزدیک‌تر شدیم، بزرگ‌تر می‌نمود و چون به مقابل او رسیدیم، چنان که بر دست چپ به یک فرسنگ بماند، باد مخالف شد و لنگر کشتی فروگذاشتند و بادبان فرو گرفتند. پرسیدم که: آن چه چیز است؟ گفتند: خَشاب. صفت او: چهارچوب است عظیم از ساج چون هیأت منجنیق نهاده‌اند مربع که قائده آن فراخ باشد و سر آن تنگ و علو آن از روی آب 40 گز باشد و بر سر آن سفالها و سنگها نهاده، بعد از آنکه آن را با چوب به هم بسته و بر مثال سقفی کرده و بر سر آن چهارطاقی ساخته که دیده بان بر آن جا شود و این خَشاب را بعضی می‌گویند که بازرگانی بزرگ ساخته است و بعضی گفته‌اند که پادشاهی ساخته است و غرض از آن 2 چیز بوده است: یکی آنکه در آن حدود که آن است، خاکی [آبی] گیرنده [گردنده] است و دریا تنک هنگامی که اگر کشتی بزرگ به آنجا رسد، بر زمین نشیند و کس نتوان خلاص کردن؛ دوم آنکه جهت عالم بدانند و اگر دزدی باشد؛ ببینند و به شب آنجا چراغ سوزند در آبگینه چنانکه باد بر آن نتواند زد و مردم از دور ببینند و احتیاط کنند و کشتی از آنجا بگردانند. چون از خَشاب بگذشتیم چنانکه ناپدید شد دیگری بر شکل آن پدید آمد اما بر سر این خانه گنبدی نبود همانا تمام نتوانسته‌اند کردن و از آنجا به شهر مهروبان رسیدیم» (ناصرخسرو، ص 161-162.)

ابن حوقَل، جهانگرد و جغرافیدان عرب نیز در سفرنامه خود از تلاطم دریا در این منطقه یاد کرده و درباره خَشابهای آن نوشته است: «جایی بسیار ترسناک است و به‌هنگام تلاطم دریا، کشتی از آن سالم نتواند ماند و نیز در آن جایی معروف به «خَشَبات» است که در حدود 6 میل از عِبادان [آبادان] از جانب جریان آب دجله به دریا فاصله دارد و گاهی دریا به قدری کم عمق می‌شود که کشتیهای بزرگ جز هنگام مد از ترس نشستن در خاک، نمی‌توانند در آن حرکت کنند و در اینجا چهارچوبی و بر بالای آن دیده بانی نصب شده و نگهبان به‌هنگام شب در آنجا آتشی برای راهنمایی کشتیها می‌افروزد تا جای ورود به دجله معلوم گردد و هر گاه که کشتی راه را گم کند، ممکن است به سبب کم عمقی آب، در هم شکسته شود» (ابن حوقَل، ص 5.)

سازه فانوس‌های در دوران باستان

فانوس‌های دریایی با استفاده از چوبهای عظیم ساج یا شاه، و قطعات بزرگ الوار، برپا شده بودند و در مقابل آب شور دریا مقاومت داشتند. انتخاب چوب ساج هندی در دریا، انتخابی به جا و حساب شده بود. امروزه نیز، کشتی سازان بنادر کنگ، قشم، لنگه، بوشهر و دیگر نقاط خلیج فارس، قسمتهای زیرین لنجها و قایقهای خود را، که با آب دریا تماس دارند، از چوب ساج می‌سازند.

بنا به نوشته ناصرخسرو، بالاترین قسمت مناره‌ها، از روی آب دریا 40 گز ارتفاع داشت. اگر هر گز، که نوعی مقیاس طول و اندازه است، معادل یک متر برآورد شود؛ بلندی این فانوسها از سطح آب 40 متر بوده و به‌ طور یقین، چند متر هم در زیر آب قرار داشته است. تهیه و حمل‌ونقل این چوبهای عظیم و سنگین و نیز نصب آن‌ها در نقاط مختلف خلیج فارس، دستاورد همکاری و مهارت مهندسان و غواصانی کارآزموده و مطلع به یاری ابزارهای دقیق و نیز، شناخت کامل از دریا و بستر آن، به‌ ویژه، میزان جزر و مد، توفانهای دریایی و آشنایی با بادهای موسمی و سمت وزش آن‌ها بوده است.

برپایی فانوس دریایی در نقاط مختلف خلیج فارس و نیز استقرار نیروی انسانی در بالای آن‌ها با توجه به مسئله تغذیه، رفت و آمد و تأمین سوخت چراغها، مستلزم سازماندهی دقیقی بوده است.

ناصرخسرو، در حدود 1،000 سال پیش در سفرنامه اش به نصب آینه در فانوسها اشاره کرده است. نوشته‌های او نشان می‌دهد که نصب آینه در فانوس‌های دریایی و استفاده از آن برای انتقال نور به پهنه وسیع آبها، از ابتکارات ایرانیها بوده است و فانوس‌های دریایی پیشرفته امروزی با استفاده از روشهای اولیه کاربردی در فانوس‌های باستانی ایرانیان ساخته شده‌اند.

محل نصب فانوسهای دریایی باستانی

در دوران باستان، فانوسهای دریایی را در 2 محل متفاوت نصب می‌کردند: اول، در جایی که امواج آب آرام و گذر کشتی از آن بی‌خطر بود و دوم، در جایی که آب و وضعیت راه نامساعد بود. در مناطق موج خیز و گردابی دریا نیز، وجود این چراغهای هشداردهنده دریایی ضرورت داشت؛ به عنوان مثال، در قدیم آبهای اطراف گناوه پیوسته طغیانی و سرکش بود و از این رو، بر کناره‌های آن خَشابهای متعددی نصب شده بودند، فانوسهای دریایی، علاوه بر وظایفی که در دریا بر عهده داشتند برای خبررسانی به ساحل هم به کار می‌رفتند و نگهبانان فانوسها، اخبار را با علائم برساخته از دود، آتش و نور آینه‌ها به بلندیهای سواحل و بنادر می‌رسانیدند، آثار به جامانده از مناره‌ها و فانوسهای دریایی، که در دوران باستان برای راهنمایی دریانوردان به کار می‌رفتند، در قلعه ریشهر کنار بندر بوشهر فعلی، در قلعه لشتان نزدیک بندر کنگ در جنوب غربی بندرعباس، و در کلات تیس واقع در شمال خلیج چابهار، قرار دارد.

 قلعه ریشهر

قلعه‌ای واقع در شبه جزیره بوشهر در یک کیلومتری شهر باستانی لیان که به احتمال زیاد در دوران عیلامیها شهری بزرگ و آباد بوده است. در این قلعه، که به گفته باستان شناسان ایرانی و فرانسوی، قدمت آن به 5,000 سال قبل می‌رسد مناره‌ای بود که بر بالای آن آتش می‌افروختند تا دریانوردان را به نحوی به سوی کرانه راهنمایی کند که با تپه‌های شنی یا صخره‌ها برخورد نکنند و کشتی آن‌ها آسیب نبیند. عقیده مردم ریشهر بر آن است که مناره قلعه ریشهر، برای ارسال خبر حمله سپاهیان مهاجم، یا دزدان دریایی، به ساحل، یا به قلعه شبه جزیره بوشهر کنونی به کار می‌رفته است. هنگامی که مهاجمان و دزدان دریایی به شهر لیان و قلعه ریشهر حمله می‌کردند نگهبانان قلعه، آتشی بر فراز مناره قلعه ریشهر برمی افروختند و وقوع حمله را به اطلاع استخر و تخت جمشید می‌رسانیدند؛ به این ترتیب، اخبار مهم از ریشهر به تیسفون می‌رسید و از مناره این کوه و از طریق کامفیروز، فراشبَند و استخر به اطلاع نگهبانان مراقب تخت جمشید می‌رسید.

  قلعه لشتان

قلعه‌ای بر فراز تپه‌ای مشرف به بندر قدیمی کنگ که مناره‌ای برای برافروختن آتش بر فراز آن وجود داشته و در حال حاضر نیز آثاری از آن بر جای مانده است. این بندر، از قدیمی‌ترین بنادر بازرگانی و کشتی‌‌سازی است و در دوران باستان، کشتیهای کنگی از آنجا به مسافرتهای چین و افریقا می‌رفتند. بندر کنگ، همه گونه تجهیزات بندری و کارگاه کشتی‌‌سازی و فانوس دریایی داشته است. بومیان کنگ، این قلعه را «لَشتون» نیز می‌نامیدند. بر فراز این قلعه، قسمتهایی از شهر کنگ و لنگه و نیز کناره‌های خلیج فارس به وضوح مشخص است. تاریخ بنای این قلعه را سال 904 ه ق ذکر کرده‌اند؛ ولی بومیان منطقه زمان بنای آن را به صدها سال قبل نسبت می‌دهند و معتقدند که قلعه لشتان در عصر پارسیها پایه گذاری شده و بعدها به دست پرتغالیها و شیوخ عرب و اشرار و دزدان دریایی و انگلیسیها افتاده است. کوهی که در رأس آن، قلعه لشتان قرار گرفته، بیش از 100 متر ارتفاع دارد. مساحت تقریبی قلعه در حدود 30,000 متر مربع است و با توجه به آثاری که در آن وجود دارد، باید گفت که شهری در دل قلعه قرار گرفته است. این قلعه از چند برج کوتاه و بلند تشکیل شده بود که هنوز پایه‌های محکم آن‌ها برجاست. قلعه نشینان با افروختن آتش، از این برجهای بلند در شب به جای فانوسهای دریایی و در روز به جای برجهای دیده بانی استفاده می‌کردند.

 

 مناره کلات تیس

مناره‌ای در میان قلعه، حصاربند قلعه و 2 برج که در انتهای دماغه جنوب غربی آبادی تیس واقع بوده است. به مجموعه‌این بنا، «کلات» گفته می‌شود که در زبان بلوچی، همچون سایر لهجه‌های جنوب و مشرق ایران، به معنی قلعه و دژ به کار می‌رود. در طرفین دیوار کلات، به موازات خط ساحلی دریای عمان بر عرض دماغه کوه، آثار 2 برج بزرگ دیده می‌شود. از یکی از این برجها، مناره‌ای به ارتفاع 6.5 متر باقی مانده است که از مصالح آجر، سنگ و گچ ساخته شده و آثار تزئینات آجری و سنگی بر گرد آن باقی مانده است. از مخزنی که در زیر مکعب هرمی شکل آن وجود دارد و تأسیساتی که در 2 جانب آن ساخته شده است و نیز، فضای وسیعی که در بالای منار تعبیه شده است بر می‌آید که این منار مأذنه نبوده و برای دیده بانی و چراغ دریایی به کار می‌رفته است. هیأت اصلی مناره رو به دریاست و به گونه‌ای قرار گرفته است که بر خلیج مشرف به دهانه دره تیس دید کافی دارد. این مناره از مسافتی دور در دریا قابل رؤیت بوده است.


قدیمی‌ترین فانوس دریایی ایران

فانوس دریایی بندرگز یکی از قدیمی‌ترین فانوس‌های دریایی ایران است که در اواخره دوره قاجار توسط روس‌ها در ساحل بنا شد که راهنمایی برای کشتی‌هایی باشد که برای صادرات و واردات به خلیج گرگان می‌آمدند و در بندر گز لنگر می‌انداختند.


منبع: دانشنامه دریایی و بندری



کلمات کلیدی

 

::