::

پایگاه جامع دریایی

دسته بندی :اخبار جهان تاریخ انتشار :۱۳۹۸/۵/۷
عمان؛ آماده برای میانجی‌گری

تنش در خلیج فارس و تنگه هرمز بازیگران منطقه‌ای را دو دسته کرده است: کشورهایی مانند عربستان سعودی، بحرین و تا حدودی هم امارات متحده عربی که با برون سپاری امنیت خود چشم به دستان ایالات متحده برای مدیریت بحران و ایمن نگه داشتن خود دوخته‌اند و کشورهایی مانند عراق یا عمان که تلاش می‌کنند با نوعی از میانجی‌گری بحران را مدیریت و کنترل کنند.

شیبنا؛ در راستای ایفای رسالت آگاهی بخشی به انعکاس برجسته ترین گزارش های روزنامه های مختلف با عناوینی چون  عمان؛ آماده برای میانجی‌گری، سایه قطعنامه‌ها بر سر جلیلی، راهی جز صندوق رأی نیست، دغدغه‌های آقای منتقد برای تقویت اعتماد عمومی، آهن ها و احساس ها، الله‌کرم و دیگران ۱۸ تیر ۷۸ کجا بودند؟، از خرید و فروش تا عقدهای صوری، نتیجه جراحی ارقام بودجه و احمدی‌نژادی‌ها در کمین انتخابات پرداخته است در ادامه به بازتاب گزیده ای از این مطالب می پردازیم

عمان؛ آماده برای میانجی‌گری

روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان عمان؛ آماده برای میانجی‌گری نوشت: تنش در خلیج فارس و تنگه هرمز بازیگران منطقه‌ای را دو دسته کرده است: کشورهایی مانند عربستان سعودی، بحرین و تا حدودی هم امارات متحده عربی که با برون سپاری امنیت خود چشم به دستان ایالات متحده برای مدیریت بحران و ایمن نگه داشتن خود دوخته‌اند و کشورهایی مانند عراق یا عمان که تلاش می‌کنند با نوعی از میانجی‌گری بحران را مدیریت و کنترل کنند. هر چند دید و بازدیدها میان مقام‌های عمان و ایران به امری عادی تبدیل شده اما اهل فن و ناظران مسائل منطقه‌ای می‌دانند که نباید از کنار این رایزنی‌های به ظاهر تکراری به سادگی بگذرند. آنچه اهمیت سفر بن‌علوی را دو چندان می‌کند فاصله چند روزه آن با سفر عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر عراق به تهران است. سفری چندساعته و از پیش اعلام نشده که گفته شد اصلی‌ترین سوژه آن تلاش برای حل تنش میان تهران و لندن به دنبال توقیف نفتکش‌های دو طرف بود.

آنچه این گمانه را تقویت کرد گفت‌وگوی تلفنی عبدالمهدی با وزیر دفاع وقت بریتانیا نبود و البته سفیر بریتانیا در تهران نیز در گفت‌وگو با «اعتماد» تلویحا این مساله را تایید کرده و ابراز امیدواری کرد که نخست‌وزیر عراق در دیدار با حسن روحانی، رییس‌جمهور ایران نظرات لندن به او درباره مسائل منطقه‌ای را منتقل کرده باشد. با توجه به وابستگی اقتصاد عراق به صادرات نفت، امنیت تنگه هرمز برای بغداد به خصوص در روزهای بحران اقتصادی اهمیت بسزایی دارد لذا سفر عبدالمهدی به تهران با دستورکار کمک به حل تنش میان ایران و بریتانیا و چاره‌اندیشی برای بازگرداندن ثبات به منطقه خلیج فارس چندان عجیب و غریب نبود. روز گذشته نیز یوسف بن‌علوی در حالی با محمدجواد ظریف پشت درهای بسته دیدار و رایزنی کرد که در بریتانیا بوریس جانسون، بر کرسی نخست‌وزیری تکیه زده و البته جرمی هانت هم دیگر وزیر امور خارجه نیست. در حالی که جانسون و کابینه وی در حال تلاش برای تطبیق سریع خود با پرونده‌های داخلی و خارجی روی میز هستند، بازیگرانی چون عمان تلاش می‌کنند با حل و فصل سریع‌تر مساله توقیف نفت ایران در جبل‌الطارق به دستور بریتانیا و همچنین توقیف نفتکش انگلیسی در ایران به دلیل تخلفات دریانوردی مانع از تبدیل آن به نخستین بحران در رابطه تهران با دولت جدید بریتانیا شوند. وزارت خارجه کشورمان در خبررسانی سوژه‌های مورد بحث در دیدار ظریف و بن‌علوی به کلی گویی بسنده کرده و صرفا تاکید کرد که تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی به اضافه روابط دوجانبه سوژه‌های مورد بحث دو وزیر بوده است. ساعتی پس از این خبر رسمی، محمدجواد، ظریف وزیر خارجه کشورمان در گزارشی توییتری اعلام کرد که تاثیرات تروریسم اقتصادی امریکا علیه ایران، روابط دو جانبه، تحولات منطقه‌ای، امنیت در خلیج فارس، تنگه هرمز و خلیج عمان اصلی‌ترین پرونده‌های روی میز وی و مهمان عمانی بوده است.

سایه قطعنامه‌ها بر سر جلیلی

روزنامه آفتاب یزد در گزارشی با عنوان سایه قطعنامه‌ها بر سرجلیلی آورده استاو در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ در حالی به صحنه آمد که هنوز خاطره تصویب قطعنامه‌ها علیه ایران در دوران مسئولیتش به عنوان رئیس گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با کشورهای غربی در اذهان زنده بود. با این همه سعید جلیلی با کسب بیش از چهار میلیون رای، نفر سوم شد. در حالی که تصور می‌رفت او در انتخابات ۹۶ بازهم به صحنه خواهد آمد؛ اما برعکس ترجیح داد به جای کاندیداتوری، از نامزد اصولگرایان حمایت به عمل آورد. اکنون با توجه به انتخابات اسفندماه، یکبار دیگر از کاندیداتوری جلیلی و همچنین احتمال خیز برداشتن این چهره اصولگرا برای کرسی ریاست مجلس سخن می‌رود. اگرچه برخی از اصولگرایان نظیر ناصر ایمانی معتقدند که احتمال کاندیداتوری او در انتخابات مجلس یازدهم بسیار پایین است؛ اما با این همه، غیرممکن‌ها هم به ویژه در دنیای سیاست ممکن است و همچنان احتمال کاندیداتوری این چهره اصولگرا در انتخابات اسفندماه وجود دارد. اما به هر روی، سعید جلیلی در صورت کاندیداتوری با یک پاشنه آشیل بسیار جدی روبروست و آنهم عملکردش در دولت احمدی‌نژاد و دیدگاه نامطلوب اصولگرایان سنتی نسبت به اوست که این خود کار او را برای رسیدن به کرسی مجلس دشوار می‌سازد. چراکه علاوه بر دیدگاه منفی بخشی از اصولگرایان نسبت به او، جلیلی یادآور طولانی شدن مذاکرات هسته ای و کورتر شدن گره آن است.

سعید جلیلی پس از استعفای علی لاریجانی در مهرماه سال ۸۶ به ‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی معرفی شد. در واقع یکی از دلایل عمده شهرت سعید جلیلی به عملکرد او در این شورا و ریاستش به عنوان گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با کشورهای غربی و در نهایت مواضع او باز می‌گردد. اگرچه در دوران او، مذاکرات تازه ای با کشورهای غربی آغاز شده بود اما مواضع جلیلی منجر به تصویب سه قطعنامه در شورای امنیت علیه ایران آنهم ظرف بازه زمانی سه ساله به عبارتی از اسفند ماه ۸۶ تا خرداد ۸۹ و قرار گرفتن ایران ذیل فصل ۷ ماده ۴۱ منشور ملل متحد در قطعنامه ۱۹۲۹گردید. تصویب این قطعنامه نه تنها به ائتلاف بین‌المللی علیه ایران انجامید بلکه تحریم‌هایی به مراتب بسیار سخت تر و بی رحمانه تر از تحریم کنونی علیه مردم کشورمان اعمال گردید. به طوریکه به دلیل اعمال چنین تحریم‌هایی علیه ایران، از آن دوران به عنوان بدترین دوران پس از انقلاب یاد می‌شود.

راهی جز صندوق رأی نیست

روزنامه آرمان در گزارشی با عنوان  راهی جز صندوق رأی نیست آورداصلاح‌طلبان به‌عنوان جریان سیاسی که بیش از ۲ دهه است در صحنه سیاست ایران به کنشگری فعال مشغولند درصددند تا موانع موجود را از سر راه برداشته و مانند مقاطع قبلی حضوری پررنگ و موفق در انتخابات پیش رو داشته باشند. در این میان بحث اقناع سرمایه اجتماعی از یکسو و عبور از مرحله نظارت‌ها از سوی دیگر گام‌هایی است که اصلاح‌طلبان تا انتخابات باید برداشته و از آنها عبور کنند. مردم نسبت به عملکرد دولت و جریان حامی انتقادات و اعتراضات بسیار دارند و می‌توان گفت نسبت به هر گونه تغییر توسط اصلاح‌طلبان و دولت روی کار آمده از حمایت آنها بی‌اعتماد و نا امیدند، لذا اصلاح‌طلبان باید شرایطی فراهم کنند تا با گفت‌وگوهایی صادقانه به اقناع افکار عمومی بپردازند و این قول را به مردم بدهند که خطاهای گذشته را جبران کنند. در همین راستا باید مذاکراتی صورت گیرد تا اصلاح‌طلبان با ظرفیت بیشتری وارد میدان انتخابات شوند. برای بررسی چگونگی بازیابی سرمایه اجتماعی توسط اصلاح‌طلبان، لزوم مذاکره با مسئولان، مشکلات عدم مشارکت و نارضایتی‌های مردم و آنچه در سپهر سیاست ایران می‌گذرد، «آرمان ملی» با سعید شریعتی فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت به گفت‌وگو پرداخته است که می‌خوانید.

شریعتی در این باره گفت: من چندان معتقد نیستم که مردم امید و اعتماد خود را از اصلاح‌طلبان از دست داده‌اند و نمی‌توانم در این مورد به قطعیت نظر داده و این پیش فرض را بپذیرم. بدین دلیل که به هر حال جریانات سیاسی چه اصلاح‌طلب، چه اصولگرا بخش‌هایی از جامعه را با خود همراه دارند وگرنه از صحنه سیاست حذف می‌شوند. وقتی جریانی اثرگذار است، دیده می‌شود و کم یا زیاد در فضا رشد و نمو و تحرک دارد، بدین معنی است که دارای پایگاه اجتماعی در جامعه است.

ما به‌عنوان نیروهایی که عاملیت داریم هشت ماه وقت داریم که به انتخابات معنا و پیام ببخشیم. البته علاقه‌مندیم که اتفاقاتی در مجلس یازدهم بیفتد و باید ببینیم که مسئولان تا چه اندازه به این مهم کمک می‌کنند، چگونه رقابت شکل می‌گیرد و چگونه نیروهای واقعا دارای صلاحیت در فهرست‌ها امکان ظهور و بروز پیدا می‌کنند. نه اینکه با سخت‌گیری دایره انتخاب محدود شود.

دغدغه‌های آقای منتقد برای تقویت اعتماد عمومی

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان دغدغه‌های آقای منتقد برای تقویت اعتماد عمومی می نویسداحمد توکلی  حالا بعد از حضور چندین دوره در مجلس، سرگرم مبارزه با فساد در سازمان مردم نهاد «دیده بان شفافیت و عدالت» است. این اما مانع از آن نیست که نسبت به حوزه‌های دیگر هم اشراف یا انتقادی نداشته باشد و البته برای رفع آنها راهکاری هم پیشنهاد ندهد. این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از چهره‌های شاخص اصولگرا اما وقتی بحث اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی می‌شود، نه از نگاه یک اصولگرا بلکه از منظر یک صاحبنظر دغدغه‌مند به اوضاع نگاه می‌کند و ابایی ندارد از اینکه بگوید برخی رفتارهای ما حتی در همان سال‌های ابتدای انقلاب اشتباه بوده است. مشروح گفت و گو با توکلی را در ادامه می‌خوانید.

توکلی در این باره گفت: اگر بین حاکمیت و مردم اعتماد خدشه‌دار شود، به تعبیر امیرالمؤمنین کار پیش نمی‌رود. به این دلیل که مردم باید حاکم خود را به دانایی، توانایی و خیرخواهی قبول داشته باشند. اگر هر کدام از اینها زیر سؤال برود پایه‌های اعتماد مردم سست می‌شود و به همان نسبت کار پیش نخواهد رفت. هر حاکمی که توسط مردمش و در چارچوب یک مجموعه قوانین مشخص انتخاب شود، مردم به چند دلیل او را مشروع می‌دانند؛ اول مشروعیت ناشی از اعتقادات، یعنی وقتی مردم سوگیری حکومت را منطبق بر مبانی فکری خود ارزیابی کنند به آن اعتماد می‌کنند. مثلاً در کشور ما بخشی از مشروعیت نظام سیاسی ناشی از این است که در عصر غیبت کسانی که اسلام‌شناس، عادل و مدبر باشند به مثابه نواب خاص امام‌زمان (عج) هستند و حق دارند در صورت انتخاب توسط مردم بر آنها حکومت کنند. بخشی از مشروعیت نظام سیاسی هم ناشی از قانون است. یعنی وقتی چند نفر در انتخاباتی نامزد می‌شوند و من که به فرد دیگری غیر از فرد پیروز رأی داده‌ام، فرد پیروز را مشروع می‌دانم. برای اینکه طبق قانون انتخاب شده و بنابراین بر خودم واجب می‌دانم در حدود اختیارات او از وی اطاعت کنم. بخش سوم اعتماد مردم هم ناشی از کارآمدی سیستم است.

آهن ها و احساس ها

روزنامه جهان صنعت در گزارشی با عنوان آهن ها و احساس ها نوشت: آجر به آجر خاطره و اتاق به اتاق فراموشی. روایت خانه‌های قدیمی تهران و منزل بزرگان این شهر روایت تلخی است. روایت از یاد رفتن و پنجره‌های ریخته و درهای زنگ‌زده. داستان دیوارهایی که روزی جایگاه بزرگان بود ولی حالا خالی از زندگی است. احمد شاملو یکی از چهره‌های برجسته روشنفکری معاصر است؛ شاعری منتقد که هنوز که هنوز است مخالفانش از هر راهی برای تخریب چهره‌اش استفاده می‌کنند. از شکستن سنگ مزارش تا ساخت مستندهای یکسویه و قلب واقعیت. اما آنچه امروز روایت می‌شود ارتباطی به نظرات و عقاید شاملو ندارد. امروز صحبت از سرنوشت خانه‌ای است که روزی او را مهمان خود داشته است. خانه‌ای آجری و پرابهت که سال‌هاست در کنج خیابان ویلا متروکه رها شده است؛ خانه خاطره‌ها.

شهروندان تهرانی و آنها که گذرشان به خیابان ویلا افتاده، سال‌هاست کنج کوچه خسرو نظاره‌گر خانه‌ای سه و نیم طبقه و آجری‌اند؛ خانه‌ای به سبک و سیاق معماری خانه‌های اواخر دوره پهلوی اول. ایوانی بزرگ، پنجره‌های پرتعداد و راه‌پله‌ای مدور. بنایی که نمونه‌اش در آن حوالی بسیار بود و در سال‌های گذشته زیر پای آنچه توسعه شهری می‌نامند، به فراموشی سپرده شد.

علاقه‌مندان به شاملو و آنهایی که از گذشته این خانه قدیمی باخبر بودند سال‌ها با اضطراب به پنجره‌های مسدود و درهای شکسته‌اش نگاه می‌کردند. آنها می‌دانستند سرآخر این فراموشی به نیستی می‌انجامد و خاطره شاعرش محبوب‌شان در غرش بولدوزرها و بیل‌های مکانیکی خاموش می‌شود. چند ماهی است که رسانه‌ها از احتمال تخریب خانه سخن می‌گویند. شهروندان ساکن در خیابان ویلا هم جداگانه هشدار داده‌اند مالک مجوز تخریب راگرفته است.

سابقه تخریب خانه‌های دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی تهران، چشم علاقه‌مندان به میراث فرهنگی را ترسانده است. در سال‌های گذشته نابودی خانه ملکه توران یا تخریب خانه فروغ فرخزاد یا بی‌توجهی به خانه صادق هدایت و تخریب خانه ایرج میرزا در خیابان سی‌ تیر همه و همه خاطرات تلخی است که چهره تاریخی و فرهنگی پایتخت را مخدوش کرده است. این بار هم به نظر می‌رسد اختلاف و ناهماهنگی بین سازمان میراث فرهنگی و شهرداری می‌تواند کار را به جاهای باریک بکشاند.

الله‌کرم و دیگران ۱۸ تیر ۷۸ کجا بودند؟

روزنامه شرق در گزارشی با عنوان الله‌کرم و دیگران ۱۸ تیر ۷۸ کجا بودند؟ می نویسد: حسین الله‌کرم، حضور انصار حزب‌الله را در درگیری‌های کوی دانشگاه ۲۰ سال پیش تکذیب اما در ماجرای ۲۳ تیرماه خرم‌آباد را تأیید کرده است. او در برنامه تلویزیونی دست‌خط گفت ما بعد از دوم خرداد استراتژی خود را از خیابان به سمت مساجد تغییر دادیم: «بعد از دوم خرداد اتفاقا برعکس، تجمعات را تغییر دادیم. ما تحت عنوان گام چهارم یا نوسازی معنوی تجمعات خود را به داخل مساجد بردیم و بیش از ۵۰ جلسه بنده سخنران بودم و آقای منصور ارضی دعای کمیل داشتند و در مساجد حضور داشتیم».

با این حال او حضور انصار حزب‌الله را در ماجرای حمله به اردوی دفتر تحکیم وحدت در خرم‌آباد تأیید کرده است؛ اردویی که قرار بود در آن سروش و کدیور هم سخنرانی کنند. «جریان ارزشی در خرم‌آباد در ۲۳ تیر به میدان آمد. در اشل خیلی کمتری بود که جریان واقعی حزب‌اللهی بود که به صحنه آمد و غائله را خاتمه داد».

او پیش‌تر به ماهنامه نسیم بیداری گفته بود: «در پارادایم شما، الله‌کرم‌ها تا زمانی ارزش دارند که آماده باشند روی میدان مین بروند، تا زمانی به آنها علاقه دارید که در جبهه‌ها از منافع شما دفاع کنند... شما سؤال کردید آیا الله‌کرم جزء گروه فشار حمله‌کننده به کوی دانشگاه بوده است یا نه، من هم گفتم شورای امنیت آقای خاتمی ‌این مسائل را (از) الله‌کرم فاکتور گرفته...».

برخلاف سخنان الله‌کرم اما ردپاها چیز دیگری را می‌گوید؛ از جمله اعترافات صریح عبدالحسین محتشم از اعضای انصار که آن روزها هنوز از الله‌کرم جدا نشده بود. همچنین گزارش شورای عالی امنیت ملی که البته به جای ذکر عنوان انصار حزب‌الله از گروه فشار نام می‌برد و به برخی نام‌ها که قاعدتا چهره‌های مشهوری بودند هم در گزارش اشاره شده بود که البته در نسخه منتشرشده آن جلوی آن نقطه‌چین گذاشته شده است.

ژیلا بنی‌یعقوب روزنامه‌نگار هم روایت عینی خود را از آن روزها در گزارشی در روزنامه صبح امروز این‌گونه شرح داده بود: «در بیرون کوی وضع به میدان نبرد شبیه‌تر بود تا یک خیابان دانشگاهی. خیابان امیرآباد شمالی سنگربندی شده بود... دانشجویان در یک سو و انصار حزب‌الله در مقابل یکدیگر صف‌آرایی کرده بودند. دانشجویان مواضع استقرار خود را با نرده‌های سبزرنگی که از داخل کوی آورده بودند، مشخص کرده بودند... برای چند دقیقه آرامش حکمفرما شده بود. از آن‌سو گاز اشک‌آور پرتاب نمی‌شد، از این ‌سو هم کسی سنگ نمی‌زد. به آن‌ سو نگاه کردم مردی بر شانه‌های کس دیگری ایستاده بود و برای دیگران سخن می‌گفت. دانشجویی فریاد زد: نگاه کنید، یکی از رهبران انصار است، دارند سازماندهی می‌کنند».

از خرید و فروش تا عقدهای صوری

روزنامه خراسان در گزارشی با عنوان از خرید و فروش تا عقدهای صوری، آورد«وام ۳۰ میلیونی ازدواج خریداریم»، «وام ازدواج فروشی»، «فروش وام های ۴ درصد جانبازی و ازدواج»؛ این ها عناوین آگهی هایی است که این روزها در سایت دیوار زیاد به چشم می خورد و با یک جست وجوی ساده می توان به جزئیات آن ها دست یافت. به گزارش خراسان، پس از این که از ابتدای امسال وام ازدواج برای هر یک از زوجین از ۱۵ به ۳۰ میلیون تومان افزایش یافت، خرید و فروش این وام های قرض الحسنه رونق گرفت. در متن یکی از این آگهی ها این طور نوشته شده: «سلام یک وام ازدواج ۳۰میلیونی داریم از بانک ... شعبه ... یک ضامن کارمند و یک مجوز کاسب می خواهد قیمت اش ۹میلیون است، اگر خواستید فقط با این شماره ... یا ... تماس بگیرید. »در آگهی دیگری با عنوان «خریدار وام ازدواج» درج شده: «سلام وام ازدواج ۶۰ میلیونی ۱۳ و وام ۳۰ میلیونی ۶.۵ میلیون خریدارم. برای خودم می خواهم و واسطه نیستم. خودم کارمند هستم و ضمانت می کنم. گواهی کسر حقوق هم دارم. لطفا قیمت پیشنهادی  خود را پیامک کنید خواهش می کنم اگر نوبت وام شما شده تماس بگیرید. تشکر» این ها نمونه ای از این آگهی هاست که فرصتی برای برخی سودجویان فراهم کرده است. در این میان عده‌ای به امید آن که می‌توان نام شخص را بعد از طلاق از شناسنامه حذف کرد، با انتشار آگهی‌هایی در فضای مجازی اقدام به ازدواج صوری می‌کنند تا بتوانند وام ازدواج دریافت کنند، در حالی که حذف نام زوج از شناسنامه به این آسانی‌ها هم نخواهد بود و لازم است برای جلوگیری از این مسئله تدابیری اندیشیده شود تا افراد برای گرفتن وام ازدواج، درحالی که ازدواجی صورت نمی‌گیرد این گونه سودجویی نکنند.

این گزارش حاکی است، وام ازدواج ۳۰ میلیونی برای برخی سودای ازدواج صوری را هم به وجود آورده است. طی روزهای گذشته در برخی آگهی ها افرادی تقاضای ازدواج صوری داشتند. اگرچه تصورش سخت است اما برخی برای چنگ انداختن به وام ۳۰ میلیونی که برای زوج ۶۰ میلیون تومان می شود، ظاهرا حاضرند در شناسنامه هایشان عنوان ازدواج و طلاق را ثبت کنند. موضوعی که ابوترابی سخنگوی سازمان ثبت احوال هم درباره آن توضیح می دهد: «بعضی افراد که آگاهی کافی ندارند به بهانه پاک کردن ازدواج سابق یا طلاق برای گرفتن شناسنامه المثنی اقدام می‌کنند در حالی که تمام اطلاعات در سازمان ثبت احوال ثبت شده است و هنگام گرفتن شناسنامه المثنی نیز اطلاعات قبلی شناسنامه ثبت خواهد شد.» بنابراین طبق قوانین و اظهارات سخنگوی سازمان ثبت احوال، حذف طلاق و ازدواج سابق به راحتی امکان پذیر نیست.

نتیجه جراحی ارقام بودجه

روزنامه دنیای اقتصاد در گزارشی با عنوان نتیجه جراحی ارقام بودجه، نوشتبودجه ۹۸ با یک جراحی سنگین مواجه شد. علت این جراحی، تعدیل سهم نفت در بودجه است. بودجه ۹۸ با فرض فروش بیش از یک میلیون بشکه نفت در روز بسته شده بود، با توجه به تحریم‌های نفتی و لزوم مقاوم‌سازی بودجه در برابر اقدامات تروریستی آمریکا در حوزه اقتصاد، اعداد بودجه جراحی شد. نخست سقف منابع عمومی بودجه ۳۸۶ هزار میلیارد تومان تعیین شد. این سقف در مقایسه با نسخه اولیه ۶۲ هزار میلیارد تومان کاهش یافت. دولت بخش زیادی از این کاهش سقف را در بخش منابع با تعدیل درآمدهای نفتی انجام داد.

در بخش مصارف نیز بودجه عمرانی و تا حدودی اعتبارات هزینه‌ای بار کاهش را به دوش کشیدند. دولت برای متوازن کردن منابع عمومی با مصارف، نیازمند ۷۶ هزار میلیارد تومان منابع جدید بود. در شورای عالی هماهنگی اقتصادی به دولت اجازه داده شد از ۴ محل حساب ذخیره ارزی، صندوق توسعه ملی، مولدسازی و واگذاری دارایی‌های دولت و انتشار اوراق، منابع جدید را ایجاد کند. بررسی‌های «دنیای اقتصاد» نشان می‌دهد با توجه به رقم جدید فروش نفت در بودجه و فروض اعلام شده برای قیمت نفت و نرخ ارز، دولت یا باید روزانه ۵۰۰ هزار بشکه نفت بفروشد یا اگر رقم اعلامی معاون سازمان برنامه (۳۰۰ هزار بشکه) را مبنا قرار دهد، نرخ ارز بودجه را تا حدود ۱۰ هزار تومان تعدیل کند.

احمدی‌نژادی‌ها در کمین انتخابات

روزنامه ابتکار در گزارشی با عنوان احمدی‌نژادی‌ها در کمین انتخابات می نویسدفضای سیاسی کشور نسبت به سال‌های گذشته در همین زمان مشابه اصلا انتخاباتی نیست به گونه‌ای که حتی از آن به عنوان خواب سنگین احزاب نام می‌برند. هر دو جریان سیاسی ریشه‌دار کشور گویی در یک بلاتکلیفی به سر می‌برند و تاکنون هیچ برنامه و استراتژی مدونی در رابطه با انتخابات ارائه نداده‌اند. اصلاح‌طلبان که در سه انتخابات اخیر موفق و پیروز میدان بوده‌اند در حال حاضر در یک فضای تقریبا سردرگم به سر می‌برند و تاکنون به یک اجماع کلی در رابطه با استراتژی و رویکرد انتخاباتی خود نرسیده‌اند. برخی از نخبگان و فعالان سیاسی بر انتخابات مشروط تاکید دارند و برخی نیز معتقدند تنها راه حیات سیاسی این جریان حضور در انتخابات است حتی اگر نتوانیم در آن سهمی داشته باشیم. در مقابل جناح اصولگرا همچنان در ابتدای راه مانده و سال‌ها است برای رسیدن به یک ائتلاف درون جناحی و طیفی تلاش می‌کنند اما موفق نشده‌اند. در این میان ظهور یک «جریان سوم» در فضای سیاسی کشور نیز مطرح است. جریان سومی که برخی از فعالان سیاسی معتقدند می‌تواند کشور را در چنین شرایطی نجات دهد و سطح مشارکت را بالا ببرد. اما کدام جریان سوم و از چه جنسی؟

این روزها بسیاری از تحلیلگران نسبت به تکرار تجربه احمدی‌نژاد هشدار و انذار می‌دهند. آنها می‌گویند ظهور احمدی‌نژاد جدید محتمل است اما باید تدبیر شود تا از یک چنین اتفاقی جلوگیری به عمل آید چون این اتفاق واقعا کشور را دچار عدم ثبات و تشتت در تصمیم‌گیری‌ها خواهد کرد. اما سوال اینجا است آیا واقعا محمود احمدی‌نژاد می‌تواند دوباره با آن تفکرات و عملکرد خود وارد فضای سیاسی کشور شود و آیا جامعه پذیرای تفکرات احمدی‌نژادی خواهد بود؟ چه اتفاقی در فضای سیاسی کشور و جامعه مدنی رخ داده است که فعالان و نخبگان سیاسی از ظهور چنین تفکراتی نگرانند و در رابطه با آن هشدار می‌دهند.

محسن رهامی فعال سیاسی با بیان اینکه نمی‌شود جریان احمدی‌نژاد را یک تفکر دانست بلکه یک جریان پوپولیستی بود، می‌گوید: وقتی مردم از جریان‌های اصلی ناامید می‌شوند و آنها قادر نیستند پاسخگوی مطالبات و مشکلات کشور باشند، زمینه برای ظهور چنین افرادی با تفکرات پوپولیستی و عوام‌گرایی فراهم می‌شود. البته باید توجه داشت این امر فقط مختص کشور ما نیست و در هر جامعه و کشوری خطر پدید آمدن عوام‌گرایی در فضای سیاسی کشور وجود دارد. برای نمونه مشابه همین امر در کشور آمریکا رخ داد و بعد از پایان ریاست‌جمهوری باراک اوباما فردی با گرایشات پوپولیستی بر جایگاه ریاست‌جمهوری این کشور تکیه کرد.

منبع: خبر گزاری جمهوری اسلامی

کلمات کلیدی

 

::